پایان یک دهه...
سلام
امشب به بهانه ی شب تولدم اومدم وبلاگمو اپ کنم
ی دهه ی زندگیم تموم میشه و ی دهه دیگه شروع میشه
تواین سالها اتفاق های زیادی تو زندگیم افتاد: دانشگاه رفتنم که منشا اتفاقا های دیگه زندگیم بود
ادامه تحصیل اکادمیکم و مشغول به کار شدنم و ازدواجم و صاحبخانه شدنم... خدایا اینا بخشی از سرگذشتم بود من با لطف تو بهترین روزای جوونیمو سپری کردم بابت همه ی اتفاقات خوبی ک داشتم و اتفاقات بدی ک نداشتم ازت ممنون ازت ممنونم به خاطر خانواده ی خوبی که دارم به خاطر پدر و مادرم و همسری به قول سهراب بهتر از اب روانم..
+ نوشته شده در شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۹:۱ ب.ظ توسط آزاده
|